خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : دشتى )

27

نهج البلاغه ( فارسى )

آن ، فصلى كه متضمّن سخنان جالب امام عليه السّلام از سخنان كوتاه در مواعظ ، حكم ، امثال و آداب - « نه خطبه‌هاى طولانى و نه نامه‌هاى گسترده » - آورده شد . برخى از دوستان آن را جالب و شگفت انگيز ، از جنبه‌هاى گوناگون دانستند ، و از من خواستند كتابى تأليف كنم كه سخنان برگزيدهء امير مؤمنان عليه السّلام در جميع فنون و بخشهاى مختلف ، از خطبه‌ها ، نامه‌ها ، مواعظ و ادب در آن گرد آيد ، زيرا مىدانستند اين كتاب متضمّن شگفتىهاى بلاغت و نمونه‌هاى ارزندهء فصاحت و جواهر سخنان عرب و نكات درخشان از سخنان دينى و دنيوى خواهد بود كه در هيچ كتابى جمع آورى نشده و در هيچ نوشته‌اى تمام جوانب آن گرد آورى نگرديده است ؛ زيرا امير مؤمنان منشأ فصاحت و منبع بلاغت و پديد آورنده آن است ، مكنونات بلاغت بوسيلهء او آشكار گرديده ، و قوانين و اصول آن از او گرفته شده است ، تمام خطباء و سخنرانان به او اقتداء نموده و همهء واعظان بليغ از سخن او استمداد جسته‌اند . با اين همه ، او هميشه پيشرو است آنها دنباله رو ، او مقدّم است آنها مؤخّر ، زيرا سخن او كلامى است كه آثار علم الهى ، و بوى عطر سخن پيامبر را به همراه دارد . از اين رو خواستهء دوستان را اجابت كردم و اين كار را شروع كرده ، و در حالى كه يقين داشتم سود و نفع معنوى آن بسيار است ، و به زودى همه جا را تحت سيطرهء خود قرار خواهد داد و أجر آن ذخيرهء آخرت خواهد بود . منظورم اين بود كه علاوه بر فضائل بى شمار ديگر ، بزرگى قدر ، و شخصيّت امير مؤمنان را از اين نظر روشن سازم كه : امام على عليه السّلام تنها فردى است كه از ميان تمام گذشتگانى كه سخنى از آنها به جا مانده ، به آخرين مرحلهء فصاحت و بلاغت رسيده و گفتار او اقيانوسى است بيكرانه ، كه سخن هيچ بليغي به پايهء آن نخواهد رسيد . خواستم در افتخار كردن به امام عليه السّلام به قول شاعر معروف « فرزدق » متمثّل شوم ( كه در مورد افتخار به پدران خود به شخصى به نام « جرير » خطاب مىكند ) . اولئك آبائي فجئني بمثلهم * اذا جمعتنا يا جرير المجامع ( اى جرير ! اينها پدران و نياكان منند اگر مىتوانى در آن هنگام كه در مجمعى گرد